پسر نازم سید علی
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

بم:

 شهر بم‌ از تهران‌ 1283 کیلومتر فاصله‌ دارد و در دشت‌ وسیعی‌ بین‌ دو رشته‌ جبال‌ بارز و کبودی‌ قرار گرفته ‌است‌. آب‌ و هوای‌ آن‌ در قسمت‌ جلگه‌ای‌ گرم‌ و در نواحی‌ کوهستانی‌ معتدل‌ است‌. تاریخ‌ قدیمی‌ این‌ شهر با تاریخ‌ شهر قدیمی‌ ارک‌ بم‌ که‌ بزرگترین‌ شهر خشتی‌ جهان‌ است‌ ، درآمیخته‌ است.  

بم زخم خورده‌ترین منطقه‌ی ایران در سال‌های اخیر است. منطقه‌ی زیبای بم با زلزله‌ای فرو ریخت و میلیون‌ها ایرانی را داغ‌دار کرد. با این همه بم هنوز هست. بم آن قدر اصالت دارد که حتی با خشم طبیعت و با زلزله‌ای مهیب به تاریخ نپیوندد.

بم در گذشته یکی از پنج کوره‌ی ایالت فارس بود. ابن حوقل مولف کتاب صورة الارض در قرن چهارم هجری از بم به نام شهری که ازجیرفت بزرگ تر و هوایش از‌ آن سالم تر و دارای نخلستان های زیاد بوده، یاد کرده است. هم‌چنین از سه مسجد بم به نام های مسجد خوارج و مسجد هزاران و مسجد قلعه نام برده و به تفصیل پارچه های مرغوب و زیبایی را که در آن جا بافته می شد، ذکر کرده است. بنا به گفته مقدسی در کتاب احسن التقاسیم، باروی شهر بم چهار دروازه به نام های نرماشیر، کوسکان، آسبیکان و کورجین داشته است. طبق گفته وی بیش تر بازارهای بم در خارج شهر و تعدادی هم در داخل شهر قرار داشته اند. بم در مسیر جاده هایی که جنوب خاوری ایران را با سیستان، افغانستان و بلوچستان مرتبط می کند قرار دارد. به همین جهت این شهر از دوره ساسانیان اهمیت نظامی و بازرگانی زیادی داشته است.

شهر بم در سال 1131 هـ . ق، به تصرف محمود افغان درآمد، ولی به علت شورشی که در قندهار روی داد آن جا را رها کرده عازم قندهار شد. ولی بار دیگر در سال 1134 هـ . ق بر بم استیلا یافت و این وضع تا سال 1143 که نادر، اشرف افغان را شکست داد، ادامه داشت. در سال 1209 هـ . ق لطفعلی خان زند در همین شهر توسط عمال آقا محمد خان قاجار دستگیر شد. خان قاجار به یادگار این موفقیت مناره ای از سرهای 600 تن از مخالفین خود در بم برافراشت. شهر و قلعه باستانی بم یکی از یادگارهای شگفت معماری فلات مرکزی ایران است که در جای خود به تفصیل مورد اشاره قرار خواهد گرفت. 
شهرستان بم یکی از شهرستان های استان کرمان است که از شمال به کرمان، از خاور به زاهدان و ایران‌شهر (استان سیستان و بلوچستان)، از جنوب به کهنوج و از باختر به جیرفت محدود می‌شود. مرکز این شهرستان از نظر جغرافیایی در 58 درجه و 21 دقیقه درازای خاوری و 29 درجه و 6 دقیقه پهنای شمالی و در ارتفاع 1060 متری از سطح دریا قرار دارد. شهر بم در 200 کیلومتری جنوب خاوری کرمان و در مسیر راه کرمان ـ زاهدان واقع است. آب و هوای بم گرم و خشک است اما به علت مجاورت با کویر آب و هوای متغیری دارد، به طوری‌که گاهی اوقات در تابستان ها گرم‌ترین و در زمستان ها سردترین نقطه کشور گزارش شده است. میزان بارندگی سالانه بطور متوسط 68 میلی‌متر است. کشاورزی و باغ‌داری در شهرستان بم صددرصد آبی بوده و آب کشاورزی از کارریز و رودخانه تامین می‌شود. محصولات عمده کشاورزی این شهرستان گندم، جو، ‌پنبه، تره بار، مرکبات و از همه مهم تر خرما بوده که بهترین نوع خرما در دنیا شناخته شده و به «مضافتی» مشهور است. دام‌داری شهرستان بم بسیار کم، و بیش تر در بخش «راین» رواج دارد. به طور کلی دام‌داری در این شهرستان شامل پرورش گوسفند، گاو، طیور و شتر است. معادن سرب و روی درارتفاعات جنوب باختری بم وجود دارد. باغ‌داری، کشاورزی، دام‌داری و قالی‌بافی پایه و اساس اقتصاد بم را تشکیل می دهند.

 روستای فهرج‌ - بم: روستای‌ فهرج‌ در 58 کیلومتری‌ شرق‌ بم‌ واقع‌ شده‌ است‌. هم‌ اکنون‌ آثار دو قلعه‌ مخروبه‌ در این‌ روستا باقی‌ مانده‌ که‌ دورتا دور آنها خندقی‌ وجود دارد. در سه‌ کیلومتری‌ شرق‌ آبادی‌ نیز آثار گورستان‌ بسیار بزرگی‌ به‌ چشم‌ می‌خورد که‌ در داخل‌ آنها استخوان‌ اجساد کشف‌ شده‌ است‌. در این‌ روستا همچنین‌ دو ساختمان‌ گنبدی‌ به‌ چشم‌ می‌خورد که‌ از خشت‌ خام‌ ساخته‌ شده‌ و به‌ مرور زمان‌ سقف‌ آنها فرو ریخته‌ است‌. این‌ روستا از کانون‌های ‌عمده‌ صنایع‌ دستی‌ از جمله‌ قالیبافی‌ ، گلیم‌ بافی‌ و کرباس‌ بافی‌ در استان‌ کرمان‌ است.

 

ییلاقات‌ ده‌ بکری‌ - بم: ده‌ بکری‌ از توابع‌ شهرستان‌ بم‌ در دامنه‌ کوه‌ شیروجبال‌ بارز واقع‌ شده‌ است‌. کوههای‌ آن‌ ازدرختان‌ جنگلی‌ پسته ‌، بادام‌ و بادام‌ وحشی‌ پوشیده‌ است‌. ده‌ بکری‌ در دره‌ای‌ سرسبز و خنک‌ واقع‌ شده‌ و ازدرخت‌های‌ گردو ، بادام ‌، صنوبر و... پوشیده‌ شده‌ است‌. در این‌ ده‌ خانه‌های‌ ویلایی‌ نسبتاً مدرنی‌ ساخته‌ شده‌ و درفصل‌ تابستان‌ جمعیت‌ زیادی‌ را به‌ سوی‌ خود جذب‌ می‌کند.

آثار تاریخی - بم:

‌ارگ بم - بم: در شمال‌ شرقی‌ شهر بم ، در دامنه‌ صخره‌ای‌ عظیم‌ ، قلعه‌ مستحکمی‌ را پی‌ افکنده‌اند که‌ به‌ ارگ‌ بم‌ معروف‌ است‌. این‌ قلعه ‌، شهر قدیم‌ بم‌ است‌. این‌ شهر قدیمی‌ از چهار قسمت‌ و 38 برج‌ دیده‌بانی‌ تشکیل‌ شده ‌است‌. در طرف‌ جنوب‌ قلعه‌ 4 حصار و در طرف‌ شمال‌ شرقی‌ آن‌ یک‌ حصار بزرگ‌ وجود دارد. مصالح‌ اصلی‌ بناخشت‌ خام ‌، گل‌رس‌ و کاه‌ است ‌، ولی‌ در بعضی‌ قسمت‌های‌ آن‌ سنگ‌ و آجر و تنه‌ درخت‌ خرما نیز بکار رفته ‌است‌. قسمت‌های‌ مختلف‌ قلعه‌ به‌ ترتیب‌ عبارتند از: دروازه‌ ورودی ‌، محله‌ عامه‌ نشین‌ ، سربازخانه‌ و بنای‌ مرکزی ‌یا حاکم‌نشین‌.  خانه‌های‌ عمومی‌ در کنار کوه‌ و بر روی‌ زمین‌ مسطح‌ بنا شده‌ و از نظر شهرسازی‌ مجموعه‌ای‌ کامل‌ است‌. مکان‌های‌ شناخته‌ شده‌ آن ‌، راهرو اصلی‌ (بازار) ، حسینیه‌ ، مسجد (آتشکده‌) ، زورخانه ‌، حمام‌ (عمومی‌) و سابات ‌جهودهاست‌. بیشتر خانه‌های‌ عامه‌ متصل‌ به‌ هم‌ ساخته‌ شده‌ و غالب‌ آنها به‌ همدیگر راه‌ دارند. در بعضی‌ خانه‌ها آثار حمام‌ اختصاصی‌ به‌ چشم‌ می‌خورد. تعدادی‌ از ساختمان‌ها بصورت‌ دو طبقه‌ ساخته‌ شده‌ که‌ به‌ احتمال‌ زیاد بر اثر افزایش‌ جمعیت‌ بوده‌ است‌. بعد از ورودی ‌، یک‌ راه‌ اصلی‌ تا دروازه‌ دوم‌ کشیده‌ شده‌ که‌ قسمتی‌ از این‌ راه ‌بازار شهر است‌. آثار کارگاه‌ نانوایی ‌، روغن‌گیری‌ و قفسه‌های‌ خشتی‌ بازار، نشانی‌ از رونق‌ گذشته‌ آن‌ است‌. به‌ موازات‌ راه‌ اصلی ‌، دو راه‌ دیگر نیز به‌ دروازه‌ دوم‌ اتصال‌ دارد. حسینیه‌ شامل‌ یک‌ محوطه‌ بزرگ ‌، ایوان‌ دو طبقه ‌قرینه‌ و چند اتاق‌ است‌ و سه‌ منبر خشتی‌ دارد. زورخانه‌ از چهار ایوان‌ ، یک‌ گنبد و یک‌ گود تشکیل‌ شده‌ است‌. ارگ‌ بم‌ دو مسجد بنام‌ مسجد جامع‌ و مسجد حضرت‌ محمد (ص‌) دارد. حمامی‌ نیز در محل‌ عامه‌ وجود داشته ‌که‌ در حال‌ حاضر منهدم‌ شده‌ است‌. بعد از دروازه‌ دوم ‌، اصطبل ‌، حصار و اتاق‌هایی‌ مخصوص‌ نگهبانان‌ وجود دارد. بعد از دروازه‌ سوم‌ سربازخانه‌ ، خانه‌ فرمانده‌ قشون‌ و آسیاب‌ بادی‌ قرار دارد. در مرکز قلعه ‌، عمارت‌ چهار فصل‌ سه‌ طبقه‌ به‌ جامانده‌ که‌ محل‌ استقرار حکومت‌ قلعه‌ بوده‌ است‌. در کنار این‌ بنا ، حمام‌ اختصاصی‌ حاکم‌ و چاه‌ آب‌ وجود دارد. بنای‌ قلعه‌ را به‌ بهمن‌ اسفندیار نسبت‌ می‌دهند. سابقه‌ ارگ‌ بم‌ به‌ قبل‌ از اسلام‌ مربوط‌ است‌ وبارها بازسازی‌ شده‌ است‌.  این بنای منحصر به فرد در تاریخ پنجم دی ماه هزارو سیصد و هشتاد و دو خورشیدی بر اثر زلزله مهیبی ویران گردید و طی بازدیدهای مکرر مسئولین وقت و نمایندگان یونسکو در ایران مرمت آن به صورت کارشناسی و دقیق در دستور کار قرار گرفت.

 

 

 

‌شهرک‌ صنعتی‌- توریستی‌ ارگ‌ جدید بم‌ - بم: در جوار ارگ‌ قدیم‌ بم‌ مجموعه‌ توریستی‌ ارگ‌ جدید احداث‌ شده‌ است‌. شهرک‌ عظیم‌ و مدرن‌ ارگ‌ جدید با برخورداری‌ از پیشرفته‌ترین‌ تجهیزات‌ به‌ یک‌ دهکده‌ توریستی‌ مدرن‌ با تاسیسات‌ رفاهی‌ و فضاهای‌ تفریحی‌ متعدد تبدیل‌ شده‌ است‌. ساختمان‌های‌ این‌ دهکده‌ در مساحتی‌ معادل‌ 6هکتار ایجاد شده‌ است‌. در این‌ دهکده‌ انواع‌ واحدهای‌ مسکونی‌ و خدماتی‌ منطقه‌ کویر به‌ شکل‌ سنتی‌ خوداحداث‌ گردیده‌ با ایجاد چند باغ‌ ایرانی‌ بر جذابیت‌ آن‌ افزوده‌ شده‌ است‌. در این‌ باغ‌ها مکان‌هایی‌ برای‌ اقامت‌ وتفرج‌ جهانگردان‌ پیش‌ بینی‌ شده‌ است‌. که این مجموعه نیز در زلزله مهیب سال 1382 خورشیدی آسیب دیده است.

 

برج نادری - فهرج - بم: میل‌ نادری‌ از آجر ساخته‌ شده‌ و تزئینات‌ آجرکاری‌ جالب‌ توجهی‌ دارد. این‌ میل‌ که‌ برای ‌راهنمایی‌ کاروانیان‌ بم‌ و فهرج‌ در مسیر راه‌ زاهدان‌ - کرمان‌ قرار گرفته‌ ، گویا به‌ دستور نادرشاه‌ در سال‌های ‌1160- 1149 هجری قمری احداث‌ شده‌ است‌. 

جغرافیای طبیعی - بم:

کوه‌ هزار - بم: این‌ کوه‌ در دهستان‌ راین‌ بم‌ واقع‌ شده‌ و 4465 متر ارتفاع‌ دارد. این‌ کوهستان‌ با 900 کیلومتر مربع ‌وسعت‌ از کوههای‌ سربنه‌ و سرمشک‌ تشکیل‌ شده‌ که‌ بوسیله‌ ارتفاعات‌ پست‌تری‌ از سوی‌ غرب‌ به‌ کوههای ‌لاله‌زار و از جنوب‌ به‌ کوه‌ بهر آسمان‌ اتصال‌ یافته‌ است‌. رودخانه‌های‌ مرغزار و تهرود آنرا از رشته‌ کوههای‌ جبال‌ بارز جدا می‌کنند. از دامنه‌های‌ شرقی‌ این‌ کوهستان‌ رودهای‌ گارچیدان‌ و گیشیگان‌ سرچشمه‌ می‌گیرند و به‌ رودخانه‌ تهرود می‌ریزند و از دامنه‌های‌ شمالی‌ آن‌ رود کشک‌ و چند مسیر سیلابی‌ دیگر بسوی‌ شمال‌ غربی‌ روان ‌می‌گردد. دامنه‌های‌ جنوبی‌ و جنوب‌ غربی‌ آن‌ سرچشمه‌ رودهای‌ (رودرو) و (هلیل‌ رود) است.

[ ۱۳٩۱/٢/۱٠ ] [ ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ ] [ سیدعلی ]

سلام بچه های گل، چطورین. روز سه شنبه 5 اردیبهشت مامانم و بابام زودتر از سرکار آمدن و حرکت کردیم به سمت کرمان. عزیز و دایی امین را هم بردیم. اول رفتیم کرمان خونه ی خاله کوچیکیم. شب اونجا بودیم. روز چهارشنبه هم که شهادت حضرت فاطمه بود خاله و شوهرش ما رو بردند جوپار کرمان. آخه مراسم عزاداری جوپار خیلی جالب بود. از اونجا هم اونا برگشتن کرمان و ما رفتیم به سمت بم. دایی امیر هم از کرمان همراهمون شد. از رستم آباد که گذشتیم رسیدیم به فهرج. اونجا رفتیم خونه ی خاله ی بزرگیم. دخترش آتنا کوچولو کلی ذوق زده شده بود که مارو دیده بود. چون تنهاین اونجا. خاله هم ما رو برد ارگ جدید و ارگ قدیم بم. که ارگ قدیم رو یه کم بازسازی کرده بودن اما هنوز خیلی کار داره. ارگ جدیدم که خیلی قشنگ بود و خیلی خوش گذشت. دو روز پیش اونا بودیم. تو راه برگشتمون هم اومدیم به سمت راین کرمان که یه آبشار خیلی قشنگ داشت و هوای خیلی خوبی هم داشت. دایی امین و امیر من را بردن کنار آبشار و من خیلی خوشحال بودم. جای همتون خالی.

[ ۱۳٩۱/٢/۱٠ ] [ ۱۱:۱۳ ‎ق.ظ ] [ سیدعلی ]

سلام بچه های گل. روز یازدهم فروردین بابا و مامان به دلیل خستگی کاری تصمیم گرفتن هوایی عوض کنند و با هم رفتیم نی ریز استان فارس خونه ی دایی بابا "دایی رضا"  که خیلی هم خوش گذشت اونا هم ما را بردند به روستای پلنگان که خیلی قشنگ بود و من از هوای پاک اونجا خیلی استفاده کردم.

چشمه پلنگان، واقع در شهرستان نی‌ریز در استان فارس است.این چشمه که از دامنه کوه سلطان‌شهباز در ۲۰ کیلومتری جنوب غربی نی‌ریز سرچشمه می‌گیرد، سیراب‌کننده باغات انجیر، انار و بادام اطراف شهرستان و باعث رونق تفرجگاه پلنگان در نزدیکی شهر نی‌ریز است.

بعد از نی ریز هم آمدیم خونه ی دایی نعمت بابا که در شهر هرات یزد بود . روز سیزده به در ما پیش اونا بودیم و با همدیگه رفتیم توی باغشون که نزدیک سرچشمه ی هرات هست. سرچشمه ی هرات یه جای خیلی قشنگه که واقعاً ازرش دیدن را داره.

اینم یه سری اطلاعات راجع به شهر هرات که نام دیگه ش خاتم هست و سرچشمه ی هرات آن:

سرچشمه هرات خاتم نه تنها یکی از پنج منطقه نمونه گردشگری کشور به شمار می‌ رود، بلکه هفتمین میراث ارزشمند طبیعی ثبت شده در فهرست آثار طبیعی کشور است که عمر آن به دوره اول زمین شناسی، یعنی دوره کواترز می رسد. با این حساب می توان پیش بینی کرد که سرچشمه خاتم بیش از 10 هزار سال پیش دهان باز کرده و به کویر خشک خاتم جان داده است!

خاتم

شهر باستانی

خاتم در جنوبی ترین بخش یزد قرار دارد. جایی درست میان استان فارس و استان کرمان. تاریخ ایران را که ورق بزنید می بینید که قرن ها قبل، منطقه هرات و مروست، دو شهر اصلی شهرستان خاتم، به عنوان جزیی از مملکت فارس به شمار می رفتند. این منطقه در دوره ساسانیان به علت ویژگی های خاص جغرافیایی و نزدیکی به یزد و کرمان و فارس اهمیت خاصی داشت و این شاید مهم ترین دلیل تجمع آثار تاریخی در این منطقه باشد.

خاتم

قلعه مروست، بقعه شیخ‌عبدالله، ‌بقعه شیخ‌بهاءالدین، مسجد شاه‌حسین و قلعه محمد کریم‌خان هرات مهم ترین جاذبه های تاریخی این شهرستان به شمار می روند اما در صدر همه آنها، قلعه کبری قرار دارد که در بالای کوه سرچشمه با فاصله 5 کیلومتری از شهر هرات ساخته شده است. قدمگاه علی هم در 5 کیلومتری غرب هرات، امامزاده پیر غیب با سنگ نوشته هایی به خط میخی در فاصله 20 کیلومتری جنوب غربی هرات (منطقه بوروییه) و مسجد فتح آباد در 5 کیلومتری شمال شرقی هرات قرار دارند و می توانند در فهرست مهم ترین دیدنی های تاریخی این شهر قرار گیرند.

خاتم

چنار همیشه سوزان

خاتم یک ویژگی دیگر هم برای غافلگیر کردن شما دارد! درخت چنار کهنه ای به نام کرخنگان که با 1500 سال قدمت و 350 سانتیمتر قطر، سال هاست که یکی از دیدنی ترین جاذبه های این شهر به شمار می رود. این درخت کهنسال را باید در غرب روستای کرخنگان ببینید که ارتفاع آن به 20 متر می رسد. تنه این درخت شکافته و به پنج قسمت تقسیم شده و اگر دقت کنید می توانید آثاری از سوختگی طبیعی را در وسط تنه درخت ببینید. شاهدی برای ادعای عجیب مردم منطقه که معتقدند چنار کرخنگان هر صد سال یک بار خود به خود آتش می گیرد و می سوزد!

خاتم

 

واحه ای در کویر

اگر گذارتان به یزد افتاد و سری به خاتم زدید، یادتان باشد که از مسیرهای کوهپیمایی، چشمه و کانال آب، قنات ها، جنگل‌های پسته وحشی «باغ شادی» و جنگل‌های بادام کوهی «چنار ناز» و طبیعت بکر این کویر سبز هم دیدن کنید. طبیعتی که این منطقه را تبدیل به گردشگر پذیرترین بخش یزد کرده و امکانات رفاهی زیادی را در این منطقه گرد آورده است.

خاتم

برای دیدن سرچشمه معروف آن هم باید به 5 کیلومتری غربی این شهر سفر کنید تا بتوانید رود دائمی این منطقه را که خاتم را تبدیل به قلب کشاورزی استان یزد کرده است، ببینید.

[ ۱۳٩۱/۱/۱٥ ] [ ۱:٢٧ ‎ب.ظ ] [ سیدعلی ]

امسال اولین عید نوروز من بود با خانواده ام یعنی بابایی و مامانم. مامان برای من یه سفره کوچولو درست کرد 3 تا ماهی خوشگل هم گذاشت کنارشون. بعد از تحویل سال هم که نزدیک ساعت 9 صبح بود من و بابا و مامان رفتیم خونه ی بابابزرگ یعنی بابای بابام ناهار اونجا بودیم. بعدم آمدیم خونه ی آقا جون و عزیز یعنی بابای مامان. خلاصه این که ادای احترام کردیم و به همه ی بزرگترا سر زدیم. خدا کنه امسال برای همه ی ما نی نی ها و بزرگترامون و همه ی ایرانی های عزیز سالی خوب و پر از شادی باشه.

[ ۱۳٩۱/۱/۱٥ ] [ ۱:۱٩ ‎ب.ظ ] [ سیدعلی ]

سلام امروز خدا کمک مامان کرد و به دلیل برف شدیدی که از دیشب آمده و هنوزم ادامه داره محل کار تعطیل شده بود و مامان نرفت و پیش من موند. خدایا دیگه مشکلی پیش نیاد برای من که پسر گلی هستم. مامانم کلی عذاب وجدان داره از این که نمیتونه پیشم بمونه. حداقل غصه ی بیماری دیگه نداشته باشه.ناراحتناراحتناراحتناراحتناراحتناراحتناراحتناراحتناراحتناراحتناراحت

[ ۱۳٩٠/۱٢/٧ ] [ ۸:٥٠ ‎ب.ظ ] [ سیدعلی ]

دیروزاولین روز کاری مامانم بود . اول صبح منو برد خونه ی  عزیز و آقاجون. اما از بس ناراحت بود ظهر برگشت خونه. یه نیم ساعتی که با من بازی کرد یهو من دل درد شدم و شروع کردم به جیغ زدن. یبوست هم شده بودم و نتونستم دستشویی کنم که دلم خوب بشه. یهویی رنگم سفید شد و دست و پاهام سرد شدند و حالت خواب آلودگی پیدا کردم و دیگه جیغ هم نمیزدم.مامانم و عزیز و آقاجون خیلی ترسیده بودن و سریع منو بردن بیمارستان. پزشک کشیک منو معاینه کرد و همون لحظه بالا هم آوردم و پزشک گفت باید بستری بشه. امکان داره مسموم شده باشه. یه سرم به من وصل کردن و سه ساعت تو بیمارستان بودم و گفتن باید تحت نظر باشم که خطری تهدیدم نکنه. مامانم کلی گریه کرد ناراحتو به پرستارا اجازه نمیداد سرم وصل کنند آخه نمیتونستن رگ پیدا کنن و کلی اذیت شدم. اما پرستارا بهش گفتن مسیولیتش با خودته اگه مشکلی پیش بیاد و سرم وصل کردن و خدایا هزار مرتبه شکرت که حالم بعد سه ساعت خوب شد. اینم خاطره ی تلخ اولین روز کار مامان.

[ ۱۳٩٠/۱٢/٧ ] [ ۸:٢٤ ‎ب.ظ ] [ سیدعلی ]

چشمتون روز بعد نبینه. چون من قرار بود شب تب کنم. ساعت دو شب مامانم از صدای گریه ام بیدار شده بود و ای دل غافل که دید پسر نازش داره تو تب میسوزه و تا صبح منو پاشویه کرد و قطره استامینوفن داد که تبم بیاد پایین.مامانم میگه کف پاهام عین کتری داغ شده بود. 

[ ۱۳٩٠/۱٢/٥ ] [ ۱:۳٥ ‎ب.ظ ] [ سیدعلی ]

سلام مامانم از امروز باید می رفت سر کار. اما به خاطر واکسن 6 ماهگی من نرفت(شاید هم واکسن من بهانه ای بود واسش. چون خیلی ناراحته و اصلا دوست نداره از من جدا بشه اخه خیلی به هم وابسته شدیم). مامانم از اول صبی خیلی استرس داشت چون همه گفته بودند این  واکسن خیلی درد داره. اما خدایاشکرت که من خیلی مقاوم هستم و فقط همان لحظه که دکتر واکسن زد گریه کردم اما به بعدش آروم بودم. البته مامانم 3 بار 14 قطره استامینوفن بهم داد که تب نکنم با فواصل 4 ساعتی. در ضمن وزنم هم 7 کیلوگرم بود. خدایا شکر که این یکی واکسن هم به خیر گذشت و تا یک سالگی ام دیگه راحت هستم. 

[ ۱۳٩٠/۱٢/٤ ] [ ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ ] [ سیدعلی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من سیدعلی 2 شهریور 1390 به دنیا اومدم که همزمان با 23 ماه رمضان یعنی شب قدر بود.خوشا به حال من که همچین گل پسری هستم.
صفحات دیگر
امکانات وب

آپلود نامحدود عکس و فایل

آپلود عکس