پسر نازم سید علی
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

روز تولد تو
روز نگاه باران
بر شوره زار تشنه
بر این دل بیابان
روز تولد تو
گویی پر از خیال است
یاس و کبوتر و باد
در حیرت تو خواب است

پسر نازنینمون امروز وارد پنج سالگی میشی. امیدواریم سال های سال زنده و سربلند و پیروز باشی. عاشقان همیشگی ات بابا و مامان.

[ ۱۳٩٤/٦/۳ ] [ ۱۱:٠٥ ‎ب.ظ ] [ سیدعلی ]

 

 

بزرگترین دشت ریواس کشور در شهرما وسعت ۲۴۰۰ هکتار

این گیاه از نظر غذایی دارای ویتامین‌های a ، b ، c و مواد معدنی همچون کلسیم ، پتاسیم و سدیم  است و از نظر درمانی، تقویت‌کننده اعصاب، رفع نارسایی کبدی و برای دردهای معده بسیار مؤثر است.

این گیاه یک انگل‌کش قوی است و اثر ملین داشته و اشتهاآور است و برای افزایش اشتها بسیار مفید است که از ساقه آن نیز برای تهیه خورشت استفاده می‌شود.

 ابتدای بهار فصل رویش ریواس است که از ساقه آن در تهیه خورش استفاده می‌شود، اما اگر به رویش گل برسد در رنگرزی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

 

[ ۱۳٩٤/٤/٩ ] [ ٦:٤٧ ‎ق.ظ ] [ سیدعلی ]

 

در یکی از روزهای کاری ما،مامانم زنگ زد و گفت میخواهیم بریم آبدر،علی را هم . ببریم.منم گفت ببریدش.عکسا رو هم که خاله ی عزیز گرفت و به مامانی هم داد. .

دستت طلا خاله جون. .  

 

 

 

این گل ها را هم همونجا چیده و گفته میخوام بدم به مامانم. قربون پسر مهربونم

[ ۱۳٩٤/٤/٦ ] [ ٦:٠۱ ‎ق.ظ ] [ سیدعلی ]

 

 

[ ۱۳٩٤/٤/٥ ] [ ۸:٢٤ ‎ب.ظ ] [ سیدعلی ]

از دیشب نمی دونی که چه ذوقی داری میزنی که مامان فردا میریم اردو. البته میدونم که حتی نمیدونی که اردو یعنی چه. ولی خب از مهتاب و باران دو تا دختر عمه ت زیاد شنیدی که از طرف مدرسه میرن اردو گاهی. ولی مطمینم که فکرشم نمیکردی یروز ببرنت اردو. امیدوارم که بهتون خوش بگذره. فک کنم من خیلی خوشحالتر از توهستم. حتی دیروز زنگ زدم مربیتون که نمیشه مامانا هم بیان و با هم دیگه آشنا بشن. گفتش که این سری فقط برا بچه ها برنامه ریزی کردن. خوش بگذره عزیزم.

 

 

[ ۱۳٩٤/٢/۱٦ ] [ ۱:۱٥ ‎ب.ظ ] [ سیدعلی ]

چند وقتیه علاقه شدیدی به چکش و کلنگ و بیل پیدا کردی. تا حالا تو حیاط خاک باغچه رو میکندی. ولی جدیدن که به اون قانع نیستی و دیوارای خونه رو خراب کردی. منم گهگداری کتکی میزنم بهت ولی خودم سریع پشیمون میشم که کاش تنبیه ت نکرده بودم چون میگن تنبیه باعث میشه تو ذهن بچه بمونه و خشن بار بیاد. ولی گاهی دیگه واقعا به خاطر کارات و لجبازی ها از کوره در میرم. خدایا منو ببخش اذیتش میکنم. 

[ ۱۳٩٤/٢/۱٦ ] [ ۱:٠۳ ‎ب.ظ ] [ سیدعلی ]

تا جایی یادم میاد خودمون بچه که بودیم خیلی کمرو بودیم مخصوصاً خونه کسی که میرفتیم دیگه خیلی مظلوم و کم حرف بودیم. اما تو که روی همه مونو کم کردیم تا به خونه ی آقا جون و عزیز میرسیم تا از ماشین بابا پیاده میشی بدو بدو به سمت خونه ی همسایه شون که یه پسر هم سن و سال خودت دارن به نام عرفان. هر چی هم من و بابا جیغ و داد که علی نرو صبر کن زشته اما گوشت بدهکار نیس. جالبی کارت هم اینه که سریع برش میداری و میاریش خونه ی عزیز و تو حیاط مشغول کنده کاری میشین. اونم که دیگه اولا کمرو بود و حالا شده جفت خودت. دایی ها و خاله ها و دایی هاتو اونم مثه تو صدا میزنه.مثلن دایی میلاد.دایی امین.

 

[ ۱۳٩٤/٢/۱٦ ] [ ۱:٠٢ ‎ب.ظ ] [ سیدعلی ]

پریروزا هر کارت کردم علی باید بری حموم.ادم کثیف باشه بچه ها مهد میخندن بهت.باهات بازی نمیکنن. ولی زیر بار نمیرفتی و لجبازی میکردی که نمیخام برم. خلاصه از در دیگه ای وارد شدم و رفتم وان را پر آب کردم و گفتم علی برو آب بازی کن. من میرم غذا میپزم. خلاصه که یک ساعتی رو آب بازی کردی و ذوق زدی و من در اخر ضربتی اومدم و سر و کله تو شستم. بچه تر بودی راحت تر می رفتی حمام بچه جون.

 

[ ۱۳٩٤/٢/۱٦ ] [ ۱٢:۳۸ ‎ب.ظ ] [ سیدعلی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من سیدعلی 2 شهریور 1390 به دنیا اومدم همزمان با 23 ماه رمضان یعنی شب قدر .خوشا به حال گل پسری ناز مامانش.
صفحات دیگر
امکانات وب

آپلود عکس