پسر نازم سید علی
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

خدایا این ماه رو همش با روزای خوب پشت سر گذاشتم. شکرت. امشب هم عقد عمه فاطی هستش که خیلی هم با من رفیقه و گاه و بیگاه که مامانم کلاسی جایی می رفت مزاحمش می شد و اونم مراقبت می کرد از من. عمه جان ممنونم ازت الهی که تو هم خوشبخت بشی با آقا طالب.   یه خبر هم جلو جلو بدم فکر کنم عمو حسین هم میخواد زن بگیره. اخبار کامل بعداً می دهم.

[ ۱۳٩۱/٦/٢٠ ] [ ٢:٤۳ ‎ب.ظ ] [ سیدعلی ]

روز دوشنبه مامانم مرخصی گرفته بود و قرار بود منو ببره واکسن بزنه. خوشحال هم بود که تا ساعت 9 بخوابه و بعد منو ببره. اما از قرار معلوم شانس یاریش نکرد و من از ساعت 6 صبح شروع کردم به گریه و آبریزش بینی و تب کردم. خلاصه بعد که رفتیم درمانگاه مامان به آقا گفت که تب دارم و واکسن مشکل نداره بزنم که آقاهه گفت که واکسن یک سالگی اصلا تب نمیاره و نگران نباش. مامان فکر میکرد ازون واکسن های دردناک قبلی هست که تو پام می زدن. اما خوشبختانه mmr بود و فقط توی دستم زد و شکر خدا که سریع هم خوب شدم. خدایا شکرت که خوب شدم و خدایا شکرت که یک ساله شدم.

[ ۱۳٩۱/٦/۸ ] [ ۱٠:۱۳ ‎ق.ظ ] [ سیدعلی ]

روز پنج شنبه 2شهریور 91 من یک ساله شدم اما ازونجایی که همزمان شد با عروسی دایی امیر. مامان و بابا نتونستند تولد بگیرن. ایشاالله که صدساله بشم من. دایی امیر تو هم ایشااله که خوشبخت بشی.

[ ۱۳٩۱/٦/۸ ] [ ۱٠:٠٦ ‎ق.ظ ] [ سیدعلی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من سیدعلی 2 شهریور 1390 به دنیا اومدم همزمان با 23 ماه رمضان یعنی شب قدر .خوشا به حال گل پسری ناز مامانش.
صفحات دیگر
امکانات وب

آپلود عکس