پسر نازم سید علی
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

یک هفته هست که مامانم یه پرستار پیدا کرده و دیگه من را خونه ی عزیز و آقا جون نمی برد. تو این یک هفته خیلی بی قراری و بدآرومی کرده ام.شاید به این دلیله که باهاشون خیلی اخت شده بودم. گهگاهی وسوسه میشم دوباره ببرمت همونجا. اما برای راحتی خودت این کارو کردم چون هر روز صبح که میخواستم بغلت کنم و ببرمت اینقد خوابت سبکه که از خواب می پریدی و بیدار می شی.اینجوری شاید صبح ها بتونی بیشتر بخوابی عزیزکم. خیلی دوستت دارم و به عشق تو زنده ام.

[ ۱۳٩۱/٧/۱٤ ] [ ۸:٠٦ ‎ب.ظ ] [ سیدعلی ]

سیدعلی عزیزم هرچند دوست نداشتم هیچ وقت اخبار بد را ثبت کنم اما باید نوشت تا در آینده بدانی که چه عمویی داشتی و یک لحظه هم لبخند از لبانش محو نمی شد. نمیدونم همسر و دو تا بچه ی سه ساله و 9 ساله اش مهدیس گل و محمدجواد نازنین- چطوری تحمل خواهند کرد. خدایا خودت صبر و تحمل بهشون بده. پسر گلم عموی عزیزت سیدغلامرضا در حادثه ی رانندگی فوت نمود و همونجوری که تو این دنیا همیشه مظلوم بود و آزارش به کسی نمی رسید مرگش هم مظلومانه بود و پزشکش گفت که خواب بوده و هیچ زجری نکشیده چون همون لحظه ی تصادف ضربه مغزی شده بود. خدایا صبری به زن و فرزنداش بده. دیگه توان نوشتن ندارم.تاریخ فوتش هم بیست و دوم شهریور 1391 ساعت 8 شب. روز شهادت امام صادق.

[ ۱۳٩۱/٧/۱ ] [ ۱٠:۱٩ ‎ق.ظ ] [ سیدعلی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من سیدعلی 2 شهریور 1390 به دنیا اومدم همزمان با 23 ماه رمضان یعنی شب قدر .خوشا به حال گل پسری ناز مامانش.
صفحات دیگر
امکانات وب

آپلود عکس