پسر نازم سید علی
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

سلام نمی دونم فردا باید به علی گلی هدیه بدم چون مامانشم یا هدیه ازش بگیرم چون فردا عید سادات هستش.سبز



غدیر خم نام ناحیه‌ای میان مکه و مدینه است که پیامبر اسلام در حجةالوداع، علی را «ولی» پس از خود اعلام کرد. ۱۸ ذی‌الحجه، سال‌روز این واقعه میان شیعیان به عید غدیر خم شهرت دارد.

محمد، پیامبر اسلام در بازگشت از آخرین حج خود همه مسلمانانی که در حج شرکت داشتند را در غدیر خم جمع کرد و شیعیان معتقدند که او در آنجا علی بن ابی‌طالب را به‌عنوان وصی و برادر و جانشین خود از جانب الله معرفی کرد. عبارت معروف «هر آن‌کس که من مولای او هستم، پس علی مولای اوست» قسمتی از خطابه بلند غدیر می‌باشد. گرچه در تفسیر حدیث غدیر خم در بین شیعه و سنی اختلاف وجود دارد. اهل سنت تنها اظهار نزدیکی پیامبر به علی و دوستی با او رامی‌دانند و اظهار خواسته اش که علی به عنوان پسر عمو و فرزند خوانده اش جانشین او در مسئولیت‌های خانوادگی اش پس از مرگ شود.

این واقعه و حدیث غدیر در کتاب های شیعه و بسیاری کتاب های اهل سنت نقل شده است. اولین منبع تاریخی که به این کتاب اشاره می کند یعقوبی مورخ شیعه در نیمه دوم قرن سوم هجری است و اولین آثار ادبی قابل تاریخ گذاری، مجموعه اشعاری از نویسندگان شیعه در قرن دوم هجری است. از حدود قرن دوم هجری واقعه غدیر خم بعنوان دلیل نویسندگان شیعه برای اثبات برحقی علی بر جانشینی محمد آمده است.

[ ۱۳٩۱/۸/۱٢ ] [ ٢:۱٠ ‎ب.ظ ] [ سیدعلی ]
به سلامتی بچه‌هایی که پول خرید یه دوچرخه رو ندارن اما دلشون پاک و بی ریاست
 
 
همه از راه رفتن زیر بارون لذت نمیبرن



[ ۱۳٩۱/۸/۱٠ ] [ ۳:۱٥ ‎ب.ظ ] [ سیدعلی ]

روز جمعه عید قربان بود و ماهم چون باید واسه عموی سیدعلی جونم قربانی می کردیم. همگی خانه ی بابابزرگ سیدعلی تشریف داشتیم. صبح قبل از طلوع آفتاب یه گاو را قربانی کردند. پسر نازم تو خواب بودی وندیدی. البته بهتر چون صحنه ی غم انگیزی بود. مامانی ت هم اصلاً دل نداره اینجور صحنه هایی ببینه  جلو نرفت و اصلاً ذبح گاو را ندید. امیدوارم عموی آقا سیدعلی جاش خوب باشه توی یه دنیای دیگه.


ادامه مطلب
[ ۱۳٩۱/۸/۸ ] [ ۳:٥۳ ‎ب.ظ ] [ سیدعلی ]

این چندوقته همش درگیر مراسم فوت عموی سیدعلی بودیم و فراموش کردم راه رفتن عزیز دلم را ثبت کنم. منوببخش پسرگلم. همون روزای اول دوم فوت بود که من دیدم تلاش می کنی پشت سر بچه ها راه بری و خداروشکر که همونجا راه افتادی. خداروشکر که این مرحله را هم به سلامتی پشت سر گذاشتی عزیزکم. دوستت دارم.

[ ۱۳٩۱/۸/۱ ] [ ۱:٠۱ ‎ب.ظ ] [ سیدعلی ]

پنج شنبه 25/09/91 مراسم چهلم عموی سیدعلی بود. سیدعلی هم که از اول صب از بس تو حیاط دنبال بچه ها راه می رفت و کنجکاوی می کرد حال مامانشو گرفت. توی مسجد هم همش دنبال بچه ها بود و یهویی سرش خورد توی یه تیرآهن و کلی گریه کرد. بعدشم که خواب رفت و من ترسیدم و دور و بری ها گفتن بیدارش کن نزار بخوابه که خدایی ناکرده خطری نباشه. خداروشکر که مشکلی نبود. امان از دست تو سیدعلی نازنازی.

[ ۱۳٩۱/۸/۱ ] [ ۱٢:٥٦ ‎ب.ظ ] [ سیدعلی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من سیدعلی 2 شهریور 1390 به دنیا اومدم همزمان با 23 ماه رمضان یعنی شب قدر .خوشا به حال گل پسری ناز مامانش.
صفحات دیگر
امکانات وب

آپلود عکس