پسر نازم سید علی
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

خدا امسال مثه این که میخاد ملت رو سورپرایز کنه. از همون روزای اول دی برف شروع شد. ماهم که توی منطقه کوهستانی کار می کنیم از دولتی سر برف یه روزش چنان راه بسته شد که خانم ها قرار شد برگردن همون اول صبح. بعد هم که بابایی اومد رفتیم علی رو کنار یه آدم برفی که عکس بگیریم. ولی کلی گریه کرد ترسیده بود از آدم برفی. گریه می کرد می گفت آدم برفی اقه ی. این کلمه رو هم نمی دونم از کجا یاد گرفته. هرکارش هم می کنم دوباره به کارش می بره از هر چی که بدش بیاد.سوالسوال

سوالسوالسوالسوال


[ ۱۳٩٢/۱٠/٢۳ ] [ ٩:۱۳ ‎ق.ظ ] [ سیدعلی ]

چند روزی رو به عشق دیدن عمه فاطی که اتفاقن علی خیلی باهاش جوره(قبل از ازدواجش همش با مامانی در حال پچ پچ بودن و با هم صمیمی هستیم خیلی)، دل را زدیم به دریا و رفتیم پیش عمه فاطی در فاریاب که مال رودان بندرعباس هست. خیلی جای باصفایی بود. خیلی خوشم اومد. درختان نخل،

مردمش هم که باصفا بودن و مهمون نواز و خونگرم. خلاصه یه روز که پیششون موندیم بعد طبق برنامه ریزی قبلی با هم رفتیم به سمت درگهان و قشم. از بندر تا قشم رو هم با لندیگراف رفتیم که باحال بود. آخه من تا حالا نرفته بودم خیلی باحال بود روی دریا. باعمه فاطی از ماشین پیاده شدیم و همون بیرون موندیم. از طرف دیگه بابا و مامان باران دختر عمه ی علی هم با اتوبوس دریایی آمدن و به هم پیوستیم. به بابای باران آقا اسماعیل هم که کلی ارادت داریم و مرامش عشقه. درگهان و خرید پریدی انجام دادیم. بعد هم رفتیم قشم که البته قیمت اجناس توی قشم گرونتر بود. ولی خیلی تنوع بود. هرچی تو عمرت ندیده باشی اونجا میتونی پیدا کنی. به علی هم خیلی خوش گذشت. بچه تاحالا دریا رو ندیده بودی.

[ ۱۳٩٢/۱٠/٢۳ ] [ ۸:٤٥ ‎ق.ظ ] [ سیدعلی ]

تاریخچه و فلسفه شب یلدا

شب یلدا رو جای همه ی کوچولوها خالی در دو مکان سپری کردیم. قسمت اول یعنی خوردن شام رو خونه ی بابا بزرگ یعنی بابای بابایی بودیم و تو و مهتاب و باران که ترکوندین. از بس اذیت کردین و روی پشتی ها بالا پایین می پریدین. بیچاره مامان بزرگ هم هیچی بهتون نمیگفت با این که مریضه و حالش خیلی خوب نبود. ولی من کلی از سروصداتون قاطی کرده بودم و زورم بهتون نمی رسید.. قسمت دومش هم رفتیم خونه ی آقاجون یعنی بابای مامان پیش خاله حمیده-عزیز-اقا جون-دایی ها. خوش گذشت.

آشنایی با تاریخچه شب یلدا

[ ۱۳٩٢/۱٠/٤ ] [ ٢:۱٩ ‎ب.ظ ] [ سیدعلی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من سیدعلی 2 شهریور 1390 به دنیا اومدم همزمان با 23 ماه رمضان یعنی شب قدر .خوشا به حال گل پسری ناز مامانش.
صفحات دیگر
امکانات وب

آپلود عکس