پسر نازم سید علی
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

روز 24 اردیبهشت رفتیم کربلا. وای که خیلی خوب و عالی بود همه چی. اول رفتیم فرودگاه بغداد. از اونجا با یه اتوبوس عراقی رفتیم کاظمین و سامرا حرم امام کاظم-امام محمد تقی و امام علی النقی. شب را کاظمین خوابیدیم که خیلی گرم بود اونجا.فرداصبحش حرکت به سمت کربلا. جای همگی خالی.3 روز اونجا بودیم. حرم امام حسین-وسط بین الحرمین-بعد یه کم پیاده روی هم حرم ابوالفضل- اونجا معدن آرامش بود حتی یه لحظه هم عصبانی نمی شدیم و کلا در حال دعا و نیایش بودیم. تل زینبیه و خیمه گاه ها هم نزدیک حرم امام حسین بودن. به علی کوچولو هم کلی خوش گذشت. روزای اول یه کم تو صف های نماز فرار می کرد و باید دنبالش می دویدم. ولی به لطف خدا و کمک های عزیز که همراهمون بود روزای بعد دیگه آروم می نشست و آجیل و تنقلات و می خورد و سرگرم می شد.(قربون پسر نازم). خلاصه سه روز را در کربلا بودیم و زیارت کردیم. روز بعد با اتوبوس راهی نجف شدیم بین راه اول طفلان مسلم رفتیم که اونجا هم کلی فضای معنوی داشت(به نظرم آدم هرچند یه بار باید مکان های معنوی بره و آرامش پیدا کنه-مخصوصاً ماها که سرکاریم و با کلی آدم جور واجور سرو کله می زنیم-برای آرامشمون خیلی خوبه). بعد طفلان مسلم رفتیم مسجد سهله. اونجا هم یه سری اعمالی داشت که باید انجام می دادیم. اینجا هم یه تشکر کوچولو از بابایی که اونجا تو رو گرفت تا مامانی نمازها رو بخونه(چون داشتی ورجه وروجه می کردی). راستی اونجا بابایی مامانشو می برد حرم با ویلچر(و عجب آرامشی هم داشت بابابی که همه ی سختی هارو به جون می خرید و خوشحال بود از این زیارت).چون پیاده روی زیاد بود و کسانی که پادرد و اینا داشتن یه کم سختشون بود. به همین دلیل من و عزیز و سیدعلی با هم می رفتیم حرم. بابایی هم مامانش و باباشو می برد. اینطوری راحت تر می رفتیم. بعد مسجد سهله رفتیم نجف و هتل و استراحت. بعدم که حرم امام علی و مسجد کوفه که خیلی جالب بود و اعمالی داشت که انجام دادیم.بابایی دوباره دستت طلا که علی آقا رو نگه داشتی چو ن حوصله ش سر رفته بود. محراب امام علی رو هم دیدیم داخل مسجد کوفه. یه روزم رفتیم  قبرستان وادی السلام

تصاویر قبرستان وادی السلام در نجف.قبر حضرت آدم و بقیه. راستی آیت الله قاضی هم قبرش را دیدیم که استاد امام خمینی و دستغیب بوده و کلی هم عارف بوده. خوشا به حال هرکی که اونجا دفن می شه کنار پیامبرا. بالاخره همونا ضامنش می شن. سه روزم نجف زیارت کردیم بعدم که آمدیم به سمت شهرمون. خدایا دوباره بتونیم بریم. من که هیچ وقت فراموش نخواهم کرد این سفر معنوی را. اونجا که میری می بینی چقد الکی و سرسری نماز می خوندی و توجه نمی کردی. خلاصه به نظرم یه کم آدم تر می شیم اگه بریم اونجا به لطف امام حسین و ابوالفضل و امام علی.

[ ۱۳٩٢/۳/۱۳ ] [ ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ ] [ سیدعلی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من سیدعلی 2 شهریور 1390 به دنیا اومدم همزمان با 23 ماه رمضان یعنی شب قدر .خوشا به حال گل پسری ناز مامانش.
صفحات دیگر
امکانات وب

آپلود عکس