پسر نازم سید علی
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

امروز سرکار نرفتم و با علی آقا کفش و کلاه کردیم و رفتیم به سمت مهدکودک. توخونه کلیود راجع به مهد کودک حرف زده بودم که خوبه و بچه ها با هم بازی می کنن و ... اونجا که رفتیم با مدیر مهد صحبت کردم و کلاس بچه های 2 تا 3 سال و نیم رو نشونم داد. ماهم رفتیم سرکلاس. مربی شون دختر مهربونی بنظر می یاد و داشت با بچه ها خمیر بازی می کرد و گفت کلاس شعر و قصه و اموزش نقاشی هم داریم. کلاس زبان و ژیمیناستیک هم گفت دارن. امروز که از کنارم تکون نخوردی. میخام زحمت ش رو بندازم گردن عمه جان سیدعلی-عمه زهره و بگم چند صباحی علی رو ببره روزی یک ساعت تا شاید عادت کنه و بره. به امید اون روز/.

[ ۱۳٩۳/۱/۱٦ ] [ ۱٢:٥٩ ‎ب.ظ ] [ سیدعلی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من سیدعلی 2 شهریور 1390 به دنیا اومدم همزمان با 23 ماه رمضان یعنی شب قدر .خوشا به حال گل پسری ناز مامانش.
صفحات دیگر
امکانات وب

آپلود عکس