پسر نازم سید علی
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

روز 29 اسفند 93 رفتیم سفر به سمت خوزستان. شب عید رو تو حرم شاهچراغ شیراز بودیم که صفای خاصی هم داشت. مراسم تحویل سال رو تو شبستان حرم برگزار شد که خیلی جالب بود. صبح روز بعد حرکت کردیم به طرف آبادان. من یوقتایی توی تلویزیون می دیدیم درباره شلمچه و جنگ و شهدا حرف می زنند. ولی اصلا درک نمی کردم یعنی چه.همه چیز عادی بود. ولی خدا لطفشو شامل ما کرد و از دولتی سر خاله حمیده و آقاشون که به ما پیشنهاد دادن عید رو هم سفر شیم رفتیم به اون سمت. وگرنه من قصد رفتن به جنوب را نداشتم. ولی الان خیلی خوشحالم. از روزی که رفتم تو خاک شلمچه و بقیه جاها قدم گذاشتم. خیلی بیشتر ارزش کشورم و شهدا رو میدونم. در مورد یک سری از شهدا هم راوی های اونجا خاطرات گذشته رو تعریف می کردند راجع بهشون و بعدشم آمدم اینترنت یه سرچی زدم و اطلاعاتی به دست آوردم و فهمیدم اینا دیگه کی بودن و واقعا خدایی بودن و اصلا مال این دنیا نبودن. سر مزار شهید حسین علم الهدی هم رفتیم. خواهرش هم آمده بود.همونجا یه خانم راوی راجع به شهید صحبت می کرد. خلاصه که بنظرم هرکی بره مناطق جنگی رو ببینه ضرر نمی کنه و عجیب اینکه یه آرامش خاصی اونجا حکم فرما بود. مثه آرامشی که توی حرم امام رضا داشتم. به سید علی هم که حسابی خوش گذشت. اونجا ماسه زیاد بود و سید علی هم که عشق خاک بازی و ما هم سخت بهش نگرفتیم و اون سه چار روزه سر و کله ش پر خاک بود.           

 

 

 

 

 

[ ۱۳٩٤/٢/٧ ] [ ٩:۳٦ ‎ق.ظ ] [ سیدعلی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من سیدعلی 2 شهریور 1390 به دنیا اومدم همزمان با 23 ماه رمضان یعنی شب قدر .خوشا به حال گل پسری ناز مامانش.
صفحات دیگر
امکانات وب

آپلود عکس