پسر نازم سید علی
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

سلام مامانم از امروز باید می رفت سر کار. اما به خاطر واکسن 6 ماهگی من نرفت(شاید هم واکسن من بهانه ای بود واسش. چون خیلی ناراحته و اصلا دوست نداره از من جدا بشه اخه خیلی به هم وابسته شدیم). مامانم از اول صبی خیلی استرس داشت چون همه گفته بودند این  واکسن خیلی درد داره. اما خدایاشکرت که من خیلی مقاوم هستم و فقط همان لحظه که دکتر واکسن زد گریه کردم اما به بعدش آروم بودم. البته مامانم 3 بار 14 قطره استامینوفن بهم داد که تب نکنم با فواصل 4 ساعتی. در ضمن وزنم هم 7 کیلوگرم بود. خدایا شکر که این یکی واکسن هم به خیر گذشت و تا یک سالگی ام دیگه راحت هستم. 

[ ۱۳٩٠/۱٢/٤ ] [ ۱٢:۳٩ ‎ق.ظ ] [ سیدعلی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من سیدعلی 2 شهریور 1390 به دنیا اومدم همزمان با 23 ماه رمضان یعنی شب قدر .خوشا به حال گل پسری ناز مامانش.
صفحات دیگر
امکانات وب

آپلود عکس