پسر نازم سید علی
 
قالب وبلاگ
نويسندگان

دیروزاولین روز کاری مامانم بود . اول صبح منو برد خونه ی  عزیز و آقاجون. اما از بس ناراحت بود ظهر برگشت خونه. یه نیم ساعتی که با من بازی کرد یهو من دل درد شدم و شروع کردم به جیغ زدن. یبوست هم شده بودم و نتونستم دستشویی کنم که دلم خوب بشه. یهویی رنگم سفید شد و دست و پاهام سرد شدند و حالت خواب آلودگی پیدا کردم و دیگه جیغ هم نمیزدم.مامانم و عزیز و آقاجون خیلی ترسیده بودن و سریع منو بردن بیمارستان. پزشک کشیک منو معاینه کرد و همون لحظه بالا هم آوردم و پزشک گفت باید بستری بشه. امکان داره مسموم شده باشه. یه سرم به من وصل کردن و سه ساعت تو بیمارستان بودم و گفتن باید تحت نظر باشم که خطری تهدیدم نکنه. مامانم کلی گریه کرد ناراحتو به پرستارا اجازه نمیداد سرم وصل کنند آخه نمیتونستن رگ پیدا کنن و کلی اذیت شدم. اما پرستارا بهش گفتن مسیولیتش با خودته اگه مشکلی پیش بیاد و سرم وصل کردن و خدایا هزار مرتبه شکرت که حالم بعد سه ساعت خوب شد. اینم خاطره ی تلخ اولین روز کار مامان.

[ ۱۳٩٠/۱٢/٧ ] [ ۸:٢٤ ‎ب.ظ ] [ سیدعلی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

من سیدعلی 2 شهریور 1390 به دنیا اومدم همزمان با 23 ماه رمضان یعنی شب قدر .خوشا به حال گل پسری ناز مامانش.
صفحات دیگر
امکانات وب

آپلود عکس