فوت عموی دوست داشتنی ام

سیدعلی عزیزم هرچند دوست نداشتم هیچ وقت اخبار بد را ثبت کنم اما باید نوشت تا در آینده بدانی که چه عمویی داشتی و یک لحظه هم لبخند از لبانش محو نمی شد. نمیدونم همسر و دو تا بچه ی سه ساله و 9 ساله اش مهدیس گل و محمدجواد نازنین- چطوری تحمل خواهند کرد. خدایا خودت صبر و تحمل بهشون بده. پسر گلم عموی عزیزت سیدغلامرضا در حادثه ی رانندگی فوت نمود و همونجوری که تو این دنیا همیشه مظلوم بود و آزارش به کسی نمی رسید مرگش هم مظلومانه بود و پزشکش گفت که خواب بوده و هیچ زجری نکشیده چون همون لحظه ی تصادف ضربه مغزی شده بود. خدایا صبری به زن و فرزنداش بده. دیگه توان نوشتن ندارم.تاریخ فوتش هم بیست و دوم شهریور 1391 ساعت 8 شب. روز شهادت امام صادق.

/ 3 نظر / 22 بازدید
مامان نيروانا

عزيزم. منم متأسفم، ببخش كه خيلي وقته سراغت نيومدم و خبر از احوالت نداشتم. خدا روحش رو آرام بداره و البته بيشتر از اون صبر و استواري به همسر و فرزندانش. يكه خوردم دوستِ‌ من ، هيچي نميتونم بگم. [گل]

زینب ( مامان فرشته آسمونی امیر عباس)

سلام عزیزم خدا پسر نازتو برات نگهداره ... خوش به حالت که مادر سیدی ... خیلی ناراحت شدم وقتی این پست خوندم ...آخه پسر منم 22 شهریور ساعت 5:30 عصر فرشته شد و من و تنها گذاشت ... اون روز از ته دل دعا کردم کسی به غیر از من دیگه داغ نبینه ... اما انگار خدا صدام و نشنید