رفیق بازی تو عشقه

تا جایی یادم میاد خودمون بچه که بودیم خیلی کمرو بودیم مخصوصاً خونه کسی که میرفتیم دیگه خیلی مظلوم و کم حرف بودیم. اما تو که روی همه مونو کم کردیم تا به خونه ی آقا جون و عزیز میرسیم تا از ماشین بابا پیاده میشی بدو بدو به سمت خونه ی همسایه شون که یه پسر هم سن و سال خودت دارن به نام عرفان. هر چی هم من و بابا جیغ و داد که علی نرو صبر کن زشته اما گوشت بدهکار نیس. جالبی کارت هم اینه که سریع برش میداری و میاریش خونه ی عزیز و تو حیاط مشغول کنده کاری میشین. اونم که دیگه اولا کمرو بود و حالا شده جفت خودت. دایی ها و خاله ها و دایی هاتو اونم مثه تو صدا میزنه.مثلن دایی میلاد.دایی امین.

 

/ 0 نظر / 56 بازدید