شب یلدا

تاریخچه و فلسفه شب یلدا

شب یلدا رو جای همه ی کوچولوها خالی در دو مکان سپری کردیم. قسمت اول یعنی خوردن شام رو خونه ی بابا بزرگ یعنی بابای بابایی بودیم و تو و مهتاب و باران که ترکوندین. از بس اذیت کردین و روی پشتی ها بالا پایین می پریدین. بیچاره مامان بزرگ هم هیچی بهتون نمیگفت با این که مریضه و حالش خیلی خوب نبود. ولی من کلی از سروصداتون قاطی کرده بودم و زورم بهتون نمی رسید.. قسمت دومش هم رفتیم خونه ی آقاجون یعنی بابای مامان پیش خاله حمیده-عزیز-اقا جون-دایی ها. خوش گذشت.

آشنایی با تاریخچه شب یلدا

/ 0 نظر / 6 بازدید