راه افتادن علی آقا

این چندوقته همش درگیر مراسم فوت عموی سیدعلی بودیم و فراموش کردم راه رفتن عزیز دلم را ثبت کنم. منوببخش پسرگلم. همون روزای اول دوم فوت بود که من دیدم تلاش می کنی پشت سر بچه ها راه بری و خداروشکر که همونجا راه افتادی. خداروشکر که این مرحله را هم به سلامتی پشت سر گذاشتی عزیزکم. دوستت دارم.

/ 3 نظر / 6 بازدید
مامان ساینا

مبارکه مامانی مهربون...وای نمی دونی خیلی ناراحت شدم بابت فوت عموی سید علی جان...خیلی غیر منتظره بود خدا صبرشون بده[ناراحت]

سیاوش

سلام وبلاگ جالبی دارید. ممنون میشم به ما هم سری بزنید.

مامان نيروانا

قدمهات بسوي نور استوار باشه سيدعلي گلم. ايشالا بعد از اين هميشه توي شاديا باشي،‌هرچند براي تو كوچولوي نازنين دنيا سراسر شاديه. مواظب خودت باش عزيزم :*