هوای مامانم را دارم

مادر که باشی-کارمند هم که باشی دیگه کی کارای خونه رو انجام بدی، الله اعلم.   ولی ازونجایی که خدا گر ز حکمت ببندد دری- ز رحمت گشاید در دیگری.  یه عصر که داشتم آشپزی می کردم و دیدم صدای علی نمیاد و توی دست و پای آدم نمی پیچه. رفتم و دیدم داره کفش ها رو جفت می کنه و کنار هم می چینه. هرچند توی جاکفشی نچیده بود. ولی خوشم اومد از کارش. ایول علی جون.

 

 

 

/ 0 نظر / 13 بازدید