سفر عزیز و آقاجون به کربلا

حدود یه هفته پیش عزیز و آقاجون رفتن کربلا. عزیز همیشه آرزوش بود که بره کربلا خداروشکر که تونستن برن. همون هفته هم مامانم مجبور شد منو بزاره پیش عمه فاطی.......... که همین جا ازش تشکر می کنم. وقتی عزیز و آقاجون اومده بودن نمیدونید من چه ذوقی می زدم و از بغل آقاجون پایین نمی رفتم. حتی بغل مامانم هم نمی شدم. خدایا شکرت که بابا بزرگ و مامان بزرگ به این خوبی دارم و می تونم پیششون بمونم.

/ 0 نظر / 9 بازدید