توپ بازی عزیزکم

پریشب داشتی روی توپ بالا و پایین می پریدی که ناگهان پات از زیر در رفت و با سر اومدی رو زمین.البت تنها شانسی که آوردی و آوردیم این بود که رو قالی زمین خوردی. همون لحظه شدیدا شروع کردی به گریه. منم که سرگرم اشپزی بودم از تو اشپزخونه پریدم بیرون و بغلت کردم و نازت کردم. دیدم یه عالمه بالا آوردی. خلاصه خیلی ترسیدیم با بابایی و سریع بردیمت پیش متخصص اطفال. چکاپی کرد و گفت ظاهراً مشکلی نیست اما اگه خیلی نگرانید یه ساعت دیگه دوباره بیارینش. دوباره ساعت 11 شب بردیمت و خوشبختانه مشکلی نبود. علی جونم امیدوارم دیگه اینقده شیطنت نکنی. جدیداً خیلی می شیطونی مامانی.

/ 0 نظر / 7 بازدید